چالش قانونگرایی و حرفه‌ای‌گرایی در مجلس قانونگذاری

چالش قانونگرایی و حرفه‌ای‌گرایی در مجلس قانونگذاری

دکتر مجتبی امیری، مدیر گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران

 

گاهی پرداختن به افراد یا برخی از مناصب غفلت از ساختارها و فرایندهاست و گاه برخی از افراد یا مناصب چنان موضوعیت می یابند که پرداختن به آنها، پرداختن به ساختارها و فرایندهاست. ساختارها و فرایندهایی که می تواند استعدادها را در خود بپروراند و توسعه گرا باشد و در یک کلام ” میوه شیرین دهد پر منفعت ” یا آنکه از آنها توسعه یافتگی و پرورش استعدادها و بهره مند شدن از آنها را انتظار نداشت و به فراموشی سپرد. پرداختن به موضوع ریاست دیوان محاسبات چنین است یعنی بحثی ساختاری است که نباید آن را به سطح رفتاری تقلیل داد اگر چه خواه ناخواه نام فرد هم به میان می آید ولی بحث بیشتر صبغه ساختاری دارد و اصلاح فرایند که در اینجا در قالب متعهد بودن به قانون در نهاد قانونگذاری ظهور و بروز یافته است و تعهد قانونگذاران را در افکار عمومی به نمایش می گذارد.

نهادهای مدرن بر پایه قدرت قانون مشروعیت می یابند و نهادهای سنتی بر پایه روابط خویشاوندی یا حفاظت از منافع خویشان و آشنایان و همفکران و به تعبیر امروز حزب و باند و گروه های خاصی که می خواهند قدرت را در میان خودشان توزیع کرده و نگهدارند. حکایت ساختارهای مدیریتی ما نیز خواسته و ناخواسته سالهاست که چنین است ولی این بار این موضوع در جایی ظهور و بروز یافته که نهاد قانونگذاری است و در منصبی انتخابی که مشروعیت انتخاب را نیز به چالش می کشد . انتخاب ریاست دیوان محاسبات از این منظر قابل تأمل است و اگر چه ریاست محترم مجلس عبارت قابل تأملی به زبان آوردند و فرمودند: “هرچه بود گذشت … ” ولی واقعیت این است که چنین مواردی نمی گذرد و نه تنها حرف و حدیثهای دنباله دار و تفرقه انگیز را در پی دارد بلکه سنتهایی را بنیان می گذارد که شواهدی از آن را هم می توان در مجادلات فیمابین موافقان و مخالفان مشاهده کرد و شگفت آنکه موافقان به جای ارائه مستندات صلاحیتهای قانونی و حرفه ای فرد منتخب تهدید به افشای سوابق طرف منتقد که از قضا منتقد مشفق نیز هست می کنند و این نیز زیبنده نظامی نیست که می خواهد ام القرای جهان اسلام باشد. از آنجا که این موضوع در میان داعیه داران به اصول و اصولگرایی امری مشروع و مقبول می نماید بد نیست نگاهی به آموزه های فرهنگیمان بیندازیم؛ اصول گرایی یعنی پایبندی به اصول و سنتهای حسنه و پاسداری از آنها؛ زیرا پاسداران این فرهنگ به گوشمان خوانده اند که:

محسنان رفتند و احسانها بماند

ای خنک آن کس که این مرکب براند

ظالمان مردند و ماند آن ظلمها

وای جانی کو کند مکر و دها

گفت پیغامبر خنک آن را که او

شد ز دنیا ماند ازو فعل نکو

مرد محسن لیک احسانش نمرد

نزد یزدان دین و احسان نیست خرد

و در مقابل، کسانی که با نگاه کوتاه مدت به امور به ویژه امور اجتماعی می نگرند و به آنچه نپاید دل بسته و به تعبیر مدیریتی با رفتارهای سیاسی قواعد و قوانین را دور می زنند، سنت نامیمونی را پایه گذاری می کنند که تا ثریا می برد دیوار کج:

هر که او بنهاد ناخوش سنتی

سوی او نفرین رود هر ساعتی

نیکوان رفتند و سنتها بماند

وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند. 

داستان انتخاب رئیس دیوان محاسبات هم از این منظر قابل تأمل است زیرا شاگردی به جای استاد در این منصب قرار می گیرد که همانند استاد از منظر حرفه و تخصص مورد نیاز، نامزد این جایگاه نشده است و انجمنهای حرفه ای و صاحب نظران این حوزه او را به این صفت و توانمندیهای مورد نیاز این پست نمی شناسند و از آنجا که قرار گرفتن در جایگاه دیوان محاسبات حق الناسی است که برای نظارت بر رعایت حق الناس است بر اساس آموزه های دینی هم که شده به جای تشبث به رقابت مومنانه ای که ریاست محترم مجلس فرمودند باید به آموزه “اتقوا من مواضع التهم” توجه کرد و در جایگاهی که باید خالی از شائبه های به وجود آمده از سوی دیگر مومنان است و اتفاقا هم تنها شائبه سیاسی هم نیست که جناب بذرپاش به مخالفان نسبت دادند و فرمودند “با ما کار سیاسی کردند”، اگر دیانت ما عین سیاست ما باشد از منظر سیاست هم به موضوع نگریستن کار بدی نیست ولی رفتار سیاسی بد است که هر دو طرف می توانند با تمسک به شواهدی طرف مقابل را به آن متهم سازند؛ ولی سخن در اینجا در باره تخلف از قانون و … است. در چنین شرایطی که در باره پستی که نباید جند و چون به همراه داشته باشد وقتی چند و چونهای جدی مطرح شده است برای کارامد و اثربخش انجام وظیفه کردن در این جایگاه انتظار می رود جناب بذرپاش با توجه به ظرفیت جوانی و استعدادها و زمان بسیاری که برای خدمت به جامعه اسلامی دارند، عطای خدمت در این منصب را به لقایش بخشیده و خود با تشکر از کسانی که با حسن ظنی که به او داشته اند او را انتخاب کردند در منصبهای دیگر به خدمت مشغول شوند و کسی در این جایگاه قرار گیرد که هیچ شائبه ای در رابطه با او وجود نداشته باشد و مواضع سیاسی او نیز بر تخصص و حرفه ای گرائیش پیشی نگرفته باشد.

قرار گرفتن جوان نوآموز در منصبی که حرفه‌ای گرایی را ایجاب می کند به جای یک فرد کارازموده و حرفه ای و متخصص پیش از او در این منصب از دیدگاه صاحب نظران و نخبگان مدیریت و حسابرسی امر پسندیده‌ای نیست و با فلسفه وجودی مدیریت که ایجاد ارزش افزوده از طریق تحقق بخشیدن به اصل موضوعه امروزمان بهتر از دیروز و فردایمان بهتر از امروز است تناسبی ندارد.

والسلام

دیدگاهتان را بنویسید